تبليغاتX
ღ★ღ*فرياد بي صداღ★ღ*
ღ★ღ*فرياد بي صداღ★ღ*

...هرچه دل تنگت ميخواهد بگو...

 

 



با تمام وجودم ميخوام_______________________ت


باور كن كه دوستت دارم اي
تنها بهانه براي زنده بودنم

نفس كشيدنم دوستت دارم...

اي اميد و آرزوي من
دوستت دارم...

اي تو به زيبايى يك گل سرخ . به پاكي يك چشمه زلال

به لطافت باران بهار
دوستت دارم...

اي تو فصل بهارم هميشه يارم همدم اين دل پاره پاره ام دوستت دارم

اي تو آرامش وجودم همه بود و نبودم . هستي و تارو بودم دوستت دارم

اي تو عشق زندگي ام

هميشگي ام . ماندني ام دوستت دارم...


دوستت دارم...
 
 


زير بارون تو منو ببوس ميخوام عاشق بارون باشم

توي سرما بغلم كن ميخوام عاشق سرماي زمستون اشم


توي گرما جنگ آفتاب بگو كه دوسم داري

من ميخوام عاشق گرماي تابستون باشم

هر كجا دلم بگيره من ميخوام ياد تو باشم

خدا اون روز رو نياره كه يه روز از تو جدا شم

چه خوب با تو هميشه موندن و پير شدن

به هواي روز آشتي گاهي دلگير شدن

دستامو بگير تو دستات وقتي از تب ميسوزم

من ميخوام عاشق زندگي توي تب باشم

شبو نيمه شب بشين تنگ دلم

روز و دوست دارم و ميخوام مرده شب باشم

 

                                              

 

 بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

 


نوشته شده در پنجشنبه پنجم خرداد 1390ساعت 8:56 توسط .•´¸.•*(پريا ).•´¸.•*| |

 

 

فریاد بی صدا سکوتشو شکست

دیگه اپ نمیشه.........نمیدونم تا کی.....

شاید چند ماه.. شایدم تا اخر

اگه کاری داشتین در خدمتم.............

ASALnice88@yahoo.com

نوشته شده در یکشنبه هجدهم اردیبهشت 1390ساعت 19:41 توسط .•´¸.•*(پريا ).•´¸.•*| |

 

 

         امشب باز قطرات اشك بيقرارانه تو را فرياد مي زنند .
 

                       بغضي راه گلويم را بسته .... نميدانم شايد همين عشق
 

       است كه مي خواهد فرياد برآورد! اما ديگر تاب و تواني
 

                              برايش باقي نمانده . هنوز هم قلبم با هر تپش تو را
 

           جست و جو مي كند اما اينجا فقط غمي است كه از
 

                                  زيبايي يك عشق به يادگار ماند.

 

 

                          [تصویر: axe.sub.ir_6dfsre_iietd_7.gif]

 

چه دلنشین است هر محبتی که از قلب مهربونت به من هدیه میکنی...

چقدر شیرین است وقتی تو با منی...

چقدر لذت بخش است که تو را دارم و دوستت میدارم...

چه پناهگاه امن و گرمیست آغوشت...

بدان...و همیشه بدان که عاشقترینم...

 

             

 

 

قلبی که به عشق تو میتپد ، چشمی که از دلتنگی تو میگرید، دستی که در

 حسرت گرمی دستان تو

نشسته ، پاهایی که به امید رسیدن به تو اولین قدم را برداشته.

این قلبم است که عاشق تو است ، این چشمهای من است که باران عشق

 در آن می بارد و این لبهای من است که برایت میخواند شعر دلتنگی را.

وجودم به خاطر فاصله هاست که سرد است ، حضورت در کنارم تنها

 آرزوی من است،

 بتاب ای خورشید همیشه تابانم که گرمای تو شامل حال من است.


این قلب من است که بی تاب است ،  سالهاست که گرفتار است ،

 به درد عشق دچار است ، دوای دردم هستی ،

 ای تو که تنها دلیل نفس کشیدنم هستی.


دریچه ای رو به خوشبختی باز میکنم و به خیال تو در آسمان تنهایی پرواز میکنم .


بالهایی که به عشق تو هوس پرواز کرده اند ،

 میرسم به اوج آسمانی که به عشق تو آبی شده ، دل من برای تو ذره ای شده ،

 دلتنگم و برایت در سقف آبی آسمان مینویسم.


مینویسم تا هر جایی بخوانی آنچه درون قلب من است .


دوستت دارم عشق من این تنها حرف دل من است.

 

 

                                   تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://www.roozgozar.com

اینم یه داستان عاشقانه(هر چند شنیدید ولی قشنگه)                                                    

 

دخترک شانزده ساله بود که برای اولین بار عاشق پسر شد


پسر قدبلند بود، صدای بمی داشت و همیشه شاگرد اول کلاس بود


دختر خجالتی نبود اما نمی خواست احساسات خود را به پسر ابراز کند، از اینکه راز این

 عشق را در قلبش نگه می داشت و دورادور او را می دید احساس خوشبختی می کرد.

در آن روزها، حتی یک سلام به یکدیگر، دل دختر را گرم می کرد.

او که ساختن ستاره های کاغذی را یاد گرفته بود هر روز روی کاغذ کوچکی

یک جمله برای پسر می نوشت و کاغذ را به شکل ستاره ای زیبا تا می کرد

 و داخل یک بطری بزرگ می انداخت. دختر با دیدن پیکر برازنده پسر با خود می گفت

 پسری مثل او دختری با موهای بلند و چشمان درشت را دوست خواهد داشت.

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://www.roozgozar.com


 


دختر موهایی بسیار سیاه ولی کوتاه داشت و وقتی لبخند می زد،

 چشمانش به باریکی یک خط می شد.


در ۱۹ سالگی دختر وارد یک دانشگاه متوسط شد و

پسر با نمره ممتاز به دانشگاهی بزرگ در پایتخت راه یافت.

یک شب، هنگامی که همه دختران خوابگاه برای دوست پسرهای خود نامه می نوشتند

 یا تلفنی با آنها حرف می زدند، دختر در سکوت به شماره ای که

 از مدت ها پیش حفظ کرده بود نگاه می کرد.

 آن شب برای نخستین بار دلتنگی را به معنای واقعی حس کرد.


روزها می گذشت و او زندگی رنگارنگ دانشگاهی را

بدون توجه پشت سر می گذاشت. به یاد نداشت

 چند بار دست های دوستی را که به سویش دراز می شد، رد کرده بود.

 در این چهار سال تنها در پی آن بود که برای

 فوق لیسانس در دانشگاهی که پسر درس می خواند، پذیرفته شود.

 در تمام این مدت دختر یک بار هم موهایش را کوتاه نکرد.


دختر بیست و دو ساله بود که به عنوان شاگرد اول وارد دانشگاه پسر شد.

 اما پسر در همان سال فارغ التحصیل شد و کاری در مدرسه دولتی پیدا کرد.

 زندگی دختر مثل گذشته ادامه داشت و بطری های روی قفسه اش به

شش تا رسیده بود.


دختر در بیست و پنج سالگی از دانشگاه فارغ التحصیل شد

 و در شهر پسر کاری پیدا کرد. در تماس با دوستان دیگرش شنید

 که پسر شرکتی باز کرده و تجارت موفقی را آغاز کرده است.

 چند ماه بعد، دختر کارت دعوت مراسم ازدواج پسر را دریافت کرد.

در مراسم عروسی، دختر به چهره شاد و خوشبخت عروس و داماد چشم دوخته بود

و بدون آنکه شرابی بنوشد، مست شد.


زندگی ادامه داشت. دختر دیگر جوان نبود،

 در بیست و هفت سالگی با یکی از همکارانش ازدواج کرد.

 شب قبل از مراسم ازدواجش، مثل گذشته روی یک کاغذ کوچک نوشت:

 فردا ازدواج می کنم اما قلبم از آن توست… و کاغذ را به شکل ستاره ای زیبا تا کرد.

http://www.roozgozar.com/piczibasazi/zibasaz/13/www.roozgozar.com-936.gif 

ده سال بعد، روزی دختر به طور اتفاقی شنید که شرکت پسر

 با مشکلات بزرگی مواجه شده و در حال ورشکستگی است.

 همسرش از او جدا شده و طلبکارانش هر روز او را آزار می دهند.

دختر بسیار نگران شد و به جستجویش رفت..

شبی در باشگاهی، پسر را مست پیدا کرد. دختر حرف زیادی نزد،

تنها کارت بانکی خود را که تمام پس اندازش در آن بود در دست پسر گذاشت.

 پسر دست دختر را محکم گرفت، اما دختر با لبخند دستش را رد کرد و گفت:

 مست هستید، مواظب خودتان باشید.


زن پنجاه و پنج ساله شد، از همسرش جدا شده بود و تنها زندگی می کرد.

در این سالها پسر با پول های دختر تجارت خود را نجات داد.

روزی دختر را پیدا کرد و خواست دو برابر آن پول و ۲۰ درصد

سهام شرکت خود را به او بدهد اما دختر همه را رد کرد

 و پیش از آنکه پسر حرفی بزند گفت: دوست هستیم، مگر نه؟


پسر برای مدت طولانی به او نگاه کرد و در آخر لبخند زد.


چند ماه بعد، پسر دوباره ازدواج کرد،

دختر نامه تبریک زیبایی برایش نوشت ولی به مراسم عروسی اش نرفت.


مدتی بعد دختر به شدت مریض شد،

 در آخرین روزهای زندگیش، هر روز در بیمارستان یک ستاره زیبا می ساخت.

در آخرین لحظه، در میان دوستان و

 اعضای خانواده اش، پسر را بازشناخت و

 گفت: در قفسه خانه ام سی و شش بطری دارم،

می توانید آن را برای من نگهدارید؟


پسر پذیرفت و دختر با لبخند آرامش جان سپرد.

مرد هفتاد و هفت ساله در حیاط خانه اش در حال استراحت بود

 که ناگهان نوه اش یک ستاره زیبا را در دستش گذاشت

و پرسید: پدر بزرگ، نوشته های روی این ستاره چیست؟


مرد با دیدن ستاره باز شده و خواندن جمله رویش،

مبهوت پرسید: این را از کجا پیدا کردی؟

 کودک جواب داد: از بطری روی کتاب خانه پیدایش کردم.


پدربزرگ، رویش چه نوشته شده است؟


پدربزرگ، چرا گریه می کنید؟


کاغذ به زمین افتاد. رویش نوشته شده بود::

معنای خوشبختی این است که در دنیا کسی هست که بی اعتنا به نتیجه، دوستت دارد.


 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://www.roozgozar.com

................................................................

سلام.....خوب هستین؟؟

خواستم بابت ولنتاین برا همه یه تبریکی عرض کنم.

شیطونیااااااااااااااااااااا

راستشو بگین چی خریدین ؟؟؟

 

 

شکلکـــْـ هایِ هلــن

 

 

توی آسمون عشقم

غیر تو پرنده ای نیست

روی خاموشی لبهام

جز تو اسم دیگه ای نیست

توی قلب من عزیزم

هیچکسی جایی نداره

دل عاشقم به جز تو

هیچکسی رو دوست نداره

 

 

نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم بهمن 1389ساعت 18:45 توسط .•´¸.•*(پريا ).•´¸.•*| |

 

 

با شکستنت شکستم.. عاشقم من.. عاشق و خستم..

پای تو موندم و باختم.. دل به هیچ کسی نبستم..

نه به عشقت، نه به عشقم.. قسم دروغ نخوردم..

بازیه موندن و باختن ، به تو باختم و نبردم..

وقت گریه هات دلم رو، به شبا شعله کشیدم..

حقمو دادی و رفتی.. من به هیچیم نرسیدم..

خیلی، سخته، دل بریدن..

خیلی، ساده است، دل شکستن..

سخته.. عاشقونه موندن.. دل به هیچ کسی نبستن..

چه عذابیه امروز..

تو رو دارم و ندارم..

موندی تا ابد توو قلبم..

اما رفتی از کنارم..

 

 


 

 

تنهایی را دوست دارم زیرا بی وفا نیست


 

تنهایی را دوست دارم زیرا عشق دروغی در آن نیست 


 

تنهایی را دوست دام زیرا تجربه کردم


 

 تنهایی را دوست دارم زیرا خداوند هم تنهاست


 

تنهایی را دوست دارم زیرا


 

در کلبه تنهایی هایم درانتظار خواهم گریست و انتظار


 

کشیدنم را پنهان خواهم کرد.

http://www.zwani.com/graphics/heartbreak/images/anti-love10.gif

 

 

از یک عاشق شکست خورده پرسیدم:

 بزرگ ترین اشتباه؟ گفت عاشق شدن

گفتم بزرگ ترین شکست؟ گفت شکست عشق

گفتم بزرگترین درد؟ گفت از چشم معشوق افتادن

گفتم بزرگترین غصه؟ گفت یک روز چشم های معشوق رو ندیدن

گفتم بزرگترین ماتم؟ گفت در عزای معشوق نشستن

گفتم قشنگ ترین عشق؟ گفت شیرین و فرهاد

گفتم زیبا ترین لحظه؟  گفت در کنار معشوق بودن

گفتم بزرگترین رویا؟ گفت به معشوق رسیدن

پرسیدم بزرگترین ارزوت؟ اشک تو چشماش حلقه زدو با نگاهی سرد گفت: ( مرگ)

 

..............................................................................................................

سلام خوبین ؟؟؟؟ نه من اصلا خوب نیستم تو این مدتی که نبودم دلم براتون یه ذره شده بود

 

شرمنده که نتونستم بیام این اینترنت ما مریضه هی خراب میشه بالاخره ببخشید

 

واسه اپم کسی رو خبر نمیکنم چون واقعا حال و هوای خوبی ندارم به وب کسی هم

 

سر نزدم ببخشید بخدا سعی میکنم جبران کنم دیگه از همه چی سیر شدم

 

زندگی برام تکراری شده خستم نمیدونم از چی ولی تو خودم نیستم

 

کاش مردن به همین اسونی بود........

 

کاش می تونستم چشامو واسه همیشه رو هم بذارم....

 

کاش دیگه صدای تپش قلبمو نمیشنیدم.....

 

کاش دیگه نمی تونستم نفس بکشم.....

 

ضمنا سو تفاهم نشه این اپم کردم که نگین نامردم

 

یا.........

 

فقط اینو بگم جون هرکی که دوسش دارین به کسی دروغ نگین

 

حتی به اونیکه دشمنتونه نذارین ازتون دلخور بشه

 

نذارین ازتون برنجه بعدا مثل من پشیمون میشن

 

..................

 

همتونو دوس دارم.........

 

 


 

کاش میدانستم بعد از مرگم اولین قطره ی اشک از چشمان چه کسی

جاری میشود.....

اخرین سیاهپوشی که مرا به فراموشی می سپارد چه کسی

خواهد بود....

تا قبل از مرگم جانم را فدایش کنم .

نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم بهمن 1389ساعت 19:57 توسط .•´¸.•*(پريا ).•´¸.•*| |

 

 

 

مي خواهم بزرگ ترين دروغ عمرم را برايت بگويم : فراموشت خواهم کرد

               مي خواهم صادقانه ترين کلام عمرم را برايت بگويم: دوستت دارم همیشه!

                                می خواهم عشق را برایت معنی کنم: عشق یعنی تو! 

                                                می خواهم تورو احساس کنم:عکس هایت را می بوسم

                                                                  می خواهم دل خود را شاد کنم : به امید دیدنت می گریم

 

 تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

 

   به روی برگ زندگی دو خط زرد می کشم

   وچشم عاشق تو را که گریه کرد می کشم

   تو رفتی و بدون تو کسی نگفت با خودش

   که من بدون چشم تو چقدر درد می کشم.

 

 

 

طوفانی.......

 

 

دلم با تپش قلبت چه دریایی چه طوفانی


 

برای این تن خسته تویی که مثل بارانی


 

تمام واژه های من میون چشم تو خفته


 

ببین عاشق ترین عاشق ترانه با چشمات گفته


 

اگه که نفس های من با نبض تو هماهنگه


 

اگه نقش تو،تو ذهنم یه نقش صاف و پررنگه


 

اگه دنیام کنار تو همش پر میشه از شادی


 

بدون این حس خوبو تو به قلب زخمیم دادی


 

نمی دونی کجا بودیم،نمی دونم کجا هستیم


 

برای عشق دلیلی نیست،همین بسه که دل بستیم


 

تو با آرامش حرفات منو تکرار اسم تو


 

تو با جادوی لبخندت منو بازم طلسم تو

 

             

 

 

 

 

آنگاه که غرور کسی را له می کنی،


آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران می کنی،


آنگاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی،

 

آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری ،

 
آنگاه که حتی گوشت را می بندی تا صدای خرد شدن

 غرورش را نشنوی،


آنگاه که خدا را می بینی و بنده خدا را نادیده

 می گیری ، می خواهم بدانم،


دستانت رابسوی کدام آسمان دراز می کنی تابرای

خوشبختی خودت دعا کنی؟

 

                                   
 
 
            ساده........

ساده می گویم عزیزم دل بریدن ساده نیست


چشمهای مهربانت را ندیدن ساده نیست

 

از زمان رفتنت خورشید را گم کرده ام


ناله های ابر را هر شب شنیدن ساده نیست

            
 
          
                
 
 
          قلب
 
پسر به دختر گفت اگه يه روزي به قلب احتياج داشته باشي اولين نفري هستم


که ميام تا قلبمو با تمام وجودم تقديمت کنم.دختر لبخندي زد و گفت ممنونم


تا اينکه يک روز اون اتفاق افتاد..حال دختر خوب نبود..نياز فوري به قلب داشت..از


پسر خبري نبود..دختر با خودش ميگفت :ميدوني که من هيچوقت نميذاشتم تو


قلبتو به من بدي و به خاطر من خودتو فدا کني..ولي اين بود اون حرفات..حتي


براي ديدنم هم نيومدي...شايد من ديگه هيچوقت زنده نباشم.. آرام گريست و


ديگر چيزي نفهميد...


چشمانش را باز کرد..دکتر بالاي سرش بود.به دکتر گفت چه اتفاقي افتاده؟دکتر


گفت نگران نباشيد پيوند قلبتون با موفقيت انجام شده.شما بايد استراحت


کنيد..درضمن اين نامه براي شماست..!


دختر نامه رو برداشت.اثري از اسم روي پاکت ديده نميشد. بازش کرد و درون آن


چنين نوشته شده بود:




سلام عزيزم.الان که اين نامه رو ميخوني من در قلب تو زنده ام.از دستم ناراحت


نباش که بهت سر نزدم چون ميدونستم اگه بيام هرگز نميذاري که قلبمو بهت


بدم..پس نيومدم تا بتونم اين کارو انجام بدم..اميدوارم عملت موفقيت آميز باشه.


(عاشقتم تا بينهايت)


دختر نميتوانست باور کند..اون اين کارو کرده بود..اون قلبشو به دختر داده بود..


آرام اسم پسر را صدا کرد و قطره هاي اشک روي صورتش جاري شد..و به


خودش گفت چرا هيچوقت حرفاشو باور نکردم.
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
دستانم گرمي دستانت را مي خواهد پس دستانم را به تو ميدهم



قلبم تپش قلبت را مي خواهد پس قلبم را به تو ميدهم



چشمانم نگاه زيبايت را مي خواهد پس نگاهم از آن توست



عشقم تمامي لحظات تو را مي خواهند وبراي با تو بودن دلتنگي ميکنند



دل من همانند آسمان ابري از دوري تو ابري است



درخشش چشمانم همانند خورشيد درخشان انتظار چشمانت را مي کشند



پس بدان اگر پروانه سوختن شمع را فراموش کند من هرگزفراموشت نخواهم کرد.

 
 
 
 
 
 
تویی.......
 
 
 
تويي عاشقترين تنهاي دنيا ............. منم خسته ترين مغموم دنيا


تويي صادقترين حرف رو لبها ............. منم غمگين ترين راز تو دلها


تويي زيبا طلوع صبح فردا ...............منم اينجا غروبي مثل شبها


تويي همچون قناري شاد و شيدا ...... منم مثل كلاغي رو درختا


تويي آشفته دل مغرور و رعنا............. منم همراز و همراه يه رويا


تويي عشق و محبت توي قلبها...........منم ديوونه مثل موج دريا


تويي تنها تويي ياد غريبها..................منم فرياد بي پايان غمها


تويي شاخه گل سرخ صدفها...............منم تنها شقايق توي صحرا


تويي آب زلال اشك چشمها................منم مرداب سرد توي دشتها


تويي عاشقترين تنهاي دنيا.................منم خسته ترين مغموم دنيا

 

 

تا به حال فرشته اي مهمانت بوده؟؟؟؟؟؟

اگه دلت خواست بگو كه فرشته زندگيت كيه

......

 

 

نوشته شده در سه شنبه هفتم دی 1389ساعت 8:36 توسط .•´¸.•*(پريا ).•´¸.•*| |

 

 

SALAM GOLAYE NAZAM

SHARMANDE NEMITONAM UP KONAM AMA BE ZODI UP MIKONAM

RASTESH HAL O HAVAYE UP RO NADARAM

VALI GHOL MIDAM HAR CHE ZOD TAR YE UP ZIBA BEHETON HEDIYE KONAM

HAMATONO AZ TAHE DEL DOS DARAM

 

Byeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeee

نوشته شده در شنبه چهارم دی 1389ساعت 20:6 توسط .•´¸.•*(پريا ).•´¸.•*|

 

           
 

تو آخرین طبیبی
که لحظه های آخر به داد من رسیدی
تو نوری از خدائی
که پیغام خدا را 
به گوش من رساندی
به روح من دمیدی
زیباترین بهاری
پایان انتظاری
برای منه تنها
تو یک حریم امنی
تو بهترین دوائی برا ی خستگیهام
من کوله بار عشقو
تا پای جان کشیدم در زیر سایه های خوش باوری خزیدم
اما یه قلب ساده ندیدم که ندیدم
من از تکرار حرفه
دوستت دارم خسته ام
من به اونکس که باید
دل ببندم بسته ام
تو آخرین طبیبی
که لحظه های آخر به داد من رسیدی
تو نوری از خدائی
که پیغام خدا را 
به گوش من رساندی
به روح من دمیدی
زیباترین بهاری
پایان انتظاری
برای منه تنها
تو یک حریم امنی
تو بهترین دوائی برا ی خستگیهام.

 

 

روزهایی که بی تو می گذرد


گرچه با یاد توست ثانیه هاش


آرزو باز میکشد فریاد


در کنار تو می گذشت ایکاش


 

                                       

 

 

بیا که تنگه دلم

 

نگات قشنگه گلم

 

چشات امید دلم

 

با من بمون گلم

 

یار قشنگ دلم

 

بگو به من گلم

 

تا کی با دلتنگی

 

باید بجنگه دلم

 

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://www.roozgozar.com

یه قطره اشک گوشه چشمات نشسته بود، بهت گفتم: این دیگه چیه؟

روت برگردوندی و گفتی هیچی.

گفتم: خودم دیدم که گریه کردی.

گفتی: نه، این اشک نیست.

گفتم: اگه اشک نیست پس چیه؟

گفتی: این عشقه.

گفتم: عشق چیه؟

خیلی مهربون شده بودی؛ نگاه کردی تو چشمام! بهم گفتی: عشق یعنی خاطره

گفتم: خاطره چیه؟

گفتی: یعنی خاطره اولین بار که دیدمت؛ یادت هست؟

گفتم: عشق حقیقی که یه لحظه نیست، خاطره اولین دیدار یک لحظه بودو تموم شد

گفتی: دیدی اشتباه کردی! عشق یعنی تکرار خاطره اولین دیدار؛ که تا آخر عمر توی ذهن

 می مونه و مدام تکرار میشه

حالا به چشمانت نگاه میکنم، آهستهُ آرام یک قطره اشک گوشه ی چشمانم نقش میبنده.

 

 

دعا..........

برایت از طلا تختی

مسیری رو به خوشبختی...

برایت عمر نوحی را

وقارت همچو کوهی را

برایت صبر ایوبی

حیاتی مملو از خوبی

برایت شاد بودن را

فقط آزاد بودن را

رفاقت را

صداقت را

اگر خواهی محبت را

دعا کردم...


وقتی دستان فاصله، آرام آرام چشمان خواب را نوازش می‌کرد، من بیدار بودم.‏
خواب از فاصله پرسید:آیا می‌دانی بیداری کجاست؟ فاصله نگاهی به چشمان خواب انداخت،لبخند شیرینی زد و گفت: نه
خواب چشمانش را به نرمی روی هم گذاشت و از بیداری جدا شد.‏
ناگهان پرید و نفس زنان همچنان که سرش روی زانوی فاصله بود، گفت:خواب بیداری را می‌دیدم. آیا باز هم او اینجا بود؟‏
فاصله این بار خنده تلخی زد.
خواب آهی کشید و گفت:باز هم مثل همیشه خواب ماندم.اگر لحظه‌‌ای زودتر بیدار می‌شدم، می‌دیدمش.‏
ولی افسوس که هیچگاه خواب، بیدار نشد شاید این معنی فاصله بود.‏!!

 

 

پشت تنهایی من که رسیدی گوشهایت را بگیر!!!...

اینجا سکوت گوش را کر میکند!!!!

اما...

چشمانت را باز کن...

 تا بتوانی لحظه لحظه اعدام ثانیه ها رو نظاره کنی!!!!   

 

نوشته شده در دوشنبه یکم آذر 1389ساعت 12:30 توسط .•´¸.•*(پريا ).•´¸.•*| |

 


 

 

 یه روز بهم گفت: « می خوام باهات دوست باشم؛ آخه می دونی؟

 

من اینجا خیلی تنهام.»

 

بهش لبخند زدم و گفتم:« آره می دونم.فکر خوبیه. من هم خیلی تنهام»

 

یه روز دیگه بهم گفت :« می خوام تا ابد باهات بمونم؛ آخه میدونی؟

 

 من اینجا خیلی تنهام»

 

بهش لبخند زدم و گفتم :« آره می دونم. فکر خوبیه. من هم خیلی تنهام.»

 

یه روز دیگه گفت:« می خوام برم یه جای دور،

 

جایی که هیچ مزاحمی نباشه. بعد که همه چیز

 

روبراه شد توهم بیا. آخه می دونی؟ من اینجا خیلی تنهام.»

 

بهش لبخند زدم و گفتم:« آره می دونم.فکر خوبیه. من هم خیلی تنهام»

 

یه روز تو نامه اش نوشت: « من اینجا یه دوست پیدا کردم. آخه می دونی؟

 

من اینجا خیلی

 

تنهام.»

 

براش یه لبخند کشیدم و زیرش نوشتم:« آره می دونم. فکر خوبیه.

 

من هم خیلی تنهام.»

 

یه روز یه نامه نوشت و توش نوشت:« من قراره اینجا

 

با این دوستم تا ابد زندگی کنم.

 

آخه می دونی؟ من اینجا خیلی تنهام.»

 

براش یه لبخند کشیدم و زیرش نوشتم:« آره می دونم.

 

فکر خوبیه. من هم خیلی تنهام.»

 

حالا دیگه اون تنها نیست و من از این بابت خیلی خوشحالم و چیزی

 

 که بیشتر خوشحالم میکنه

 

اینه که نمی دونه من هنوزهم خیلی تنهام...

 

 

دوستت دارم ، دوستت دارم 

 به لطافت برگ گل

به ظرافت و زیبایی گل رز ، نرگس ، مریم 

 به لطافت شبنم صبحگاهی ، به استقامت کوه ، به پختگی پیر دهر 

 دوستت دارم ، دوستت دارم 

 به اندازه یک دنیا پر از محبت ، به تو عشق می ورزم 

 کاش که این عشق را با محبت پاسخ دهی 

 دوستت دارم ، دوستت دارم

عشق من منتظرت می مانم ، تا قیامت ، تا دنیا هست 

 تا روزی عشقت را نثارم کنی

دوستت دارم ، دوستت دارم 

 مرغ عشق زیبای من 

 فرسنگها از من دوری و روحم متعلق به توست 

 دوستت دارم ، دوستت دارم

 دوستم داشته باش ، تا اعماق روحم از عشق تو لبریز شود 

 امید به تو دارم ، امیدم را ناامید نکن 

 محبوب من ، دلدار من ، عشق من 

 دوستت دارم ، تا دوستم داشته باشی 

 مرغ عشق من ، جفت زیبای من 

 دوستت دارم ، دوستت دارم 

 اگر بدانم که عاشقم هستی و مرا می خواهی 

 غم هجرانت را به جان می خرم 

 دوستت دارم ، دوستت دارم 

 مرغ عشق من ، جفت زیبای من 
 

امید و آرزویم ، تا آخر عمر منتظرت می مانم 

 دوستت دارم ، دوستت دارم .

 










عشق گل سرخ است ، دلش در سپیده دمان گشوده می شود ،

دو شیزگان، با نگاه خود ، زیبایی اش را می نوشد و آن را به

سینه می زنند .

عشق ، آشیانه ی گرم خوشبختی است ،

سرچشمه ی شادمانی و مهد آرامش و صفاست .

عشق ، لبخندی است ملیح بر لبان زیبایی .

وقتی کسی عاشق می شود ، همه ی رنج هایش را از

یاد می برد . زندگی عاشق ، بستر رویاهای رنگین است .

ای عشق ! تو چیستی که در دلم زبانه می کشی ،

نیرویم را می بلعی و مرا اسیر خود می سازی ؟

عشق ، رازی ست که در پس حجاب قرن ها

مخفی ست و گاهی سیمای خود را در تجربه های

ما نشان می ده


 

deborah.mihanblog.com

یه روز عشق از دوستی پرسید تفاوت من وتودرچیست؟دوستی گفت :

من دیگران راباسلامی آشنا می كنم تو بانگاهی من آنان را با دروغ جدا می كنم.

 

 

 زیباترین کلمه؟...... عشق                                      


 

زشت ترین کلمه؟....بی وفایی                                


 

پاک ترین کلمه؟.................اشک                             


 

بی همتاترین کلمه؟............تنهایی                          


 

بی معناترین کلمه؟.......جدایی


 

 

                                       

 

من تو را تا آسمان ها

من تو را تا بی کران ها

از زمین تا آسمان ها

دوست دارم می پرستم

من تورا همچون اهورا

من تورا همچون مسیحا

همچون عطر پاک گلها

دوست دارم می پرستم

من تورا تا لحظه های انتظارم

عاشقم با این نگاه بیقرارم

من تورا با آنچه هستم

دوست دارم

می پرستم.

 

 

                            

 

سلام جيگمل هاي پري......حالتون خوبه؟؟؟؟

خيلي معذرت ميخوام كه نمي تونم خبرتون كنم...بخدا درسا انقدر زياد شدن كه ديگه

وقت نت ندارم. قول ميدم جبرانش كنم.

همتونو از ته دل دوستون دارم. 

 

                         (سعادت به اندازه ي رنج هايي است كه مي كشيم)

نوشته شده در یکشنبه دوم آبان 1389ساعت 13:19 توسط .•´¸.•*(پريا ).•´¸.•*| |

 

 

خيانت تنها
 اين نيست كه شب را با ديگري بگذراني ... خيانت ميتواند

دروغ دوست داشتن باشد ! خيانت تنها اين نيست كه دستت را در خفا
 
 در دست ديگري بگذاري ...
 خيانت ميتواند جاري كردن اشك بر ديدگان

 معصومي  باشد .
 
من رهگذارِ خستۀ دشت جنونم
 
من مرغک بشکسته پر در خاک و خونم
 
افسانه ساز شهر تنهایی منم من
 
افتاده در گرداب رسوایی منم من
 
گفتم ولی باور نکردی
 
گفتم ولی باور نکردی
 
 
دیگر زمن جز نقش دیواری نمانده
 
گل نیستم از من به جز خاری نمانده
 
گفتم رها کن این دل دیوانه ام را
 
 
بشکن به سنگ نیستی پیمانه ام را
 
گفتم ولی باور نکردی
 
گفتم ولی باور نکردی
 
 
 

کاش در زندگی 3چیز وجود نداشت:

1.عشق

2.غرور

3.دروغ

ان وقت انسان مجبور نبود به خاطر عشق از روی

غرور

دروغ بگوید.

 

عشق براي تمام عمر...

پيرمردي صبح زود از خانه اش خارج شد. در راه با يك ماشين تصادف كرد و آسيب ديد.

 عابراني كه رد مي شدند به سرعت او را به اولين درمانگاه رساندند

. پرستاران ابتدا زخم هاي پيرمرد را پانسمان كردند سپس به او گفتند:

  بايد از تو عكسبرداري شود تا مطمئن شويم جايي از بدنت آسيب نديده باشد.

 پيرمرد غمگين شد و گفت عجله دارد و نيازي به عكسبرداري نيست

. پرستاران از او دليلش را پرسيدند. پيرمرد گفت زنم در خانه سالمندان است.

 هر صبح آنجا مي روم و صبحانه را با او مي خورم. نمي خواهم دير شود!

پرستاري به او گفت: خودمان به او خبر مي دهيم. پيرمرد با اندوه گفت: خيلي متاسفم

. او آلزايمر دارد. چيزي متوجه نخواهد شد! حتي مرا هم نمي شناسد!

پرستار با حيرت گفت: وقتي كه نمي داند شما چه كسي هستيد

، چرا هر روز صبح براي صرف صبحانه پيش او مي رويد؟

پيرمرد با صدايي گرفته، به آرامي گفت: اما من كه مي دانم او چه كسي است...!

                  عشق                      

 

smiliesmiliesmiliesmiliesmiliesmiliesmiliesmiliesmiliesmiliesmiliesmiliesmiliesmiliesmiliesmiliesmiliesmiliesmiliesmiliesmiliesmiliesmiliesmilie

 

 Upgrade your email with 1000's of emoticon iconsUpgrade your email with 1000's of emoticon iconsUpgrade your email with 1000's of emoticon icons

دلم اشتباه كرد....

I Love Youآمد سلام گفت و به چشمم نگاه کردI Love You

 

I Love Youیعنی به خاطر هیجانش گناه کردI Love You

 

I Love Youتا آن زمان تمام خیالم سپید بودI Love You

 

I Love Youاو آمد و تمام دلم را سیاه کردI Love You

 

I Love Youتنها دلیل عشق من و او نگاه بود I Love You

 

I Love Youبا این فریب قلب مرا سر به راه کردI Love You

 

I Love Youراهی برای رد شدن از این مسیر نیستI Love You

 

I Love Youتقصیر او نبود دلم اشتباه کردI Love You

 

اگه يه روز...

 

اگه يه روز کسي بهت گفت دوست دارم سعي نکن بهش بگي دوستش داري اگه گفت
 
 عاشقتم سعي نکن عاشقش بشي اگه گفت همه ي زندگيش تويي سعي نكنن همه ي
 
 زندگيش باشي ِ چون يه روز مياد و بهت ميگه ازت مُتنفرم اونوقت تو نمي توني
 
 سعي کني ازش متنفر بشي.

 

سلام دوستاي گلم.......

خواستم از يه نفر كه و جودش برام خيلي ارزش داره تشكر كنم

ايناز جونم به خاطره تمومه محبتات وزحماتت ازت ممنونم.

گلم خيلي دوسمت دالمممممممممممممممممممم

 

نوشته شده در پنجشنبه هشتم مهر 1389ساعت 19:7 توسط .•´¸.•*(پريا ).•´¸.•*| |

 

 

روی قبرم بنویسید کبوتر شد و رفت

زیر باران غزلی خواند دلش تر شد و رفت

چه تفاوت که چه خورده است غم دل یا سم

آنقدر غرق جنون بود که پر پر شد و رفت

روز میلاد همان روز که عاشق شده بود

مرگ با لحظه ی میلاد برابر شد و رفت

او کسی بود که از غرق شدن می ترسید

عاقبت روی تن ابر شناور شد و رفت

هر غروب از دل خورشید گذر خواهد کرد

دختری ساده که یک روز کبوتر شد و رفت

بي دل.......

بیدار شدم بیدار شدمو خودمو تنها دیدم با یه حس غریب حسی که قبل از خواب باهام نبود نیمی از

وجودم باهام نبود عین کسی که میخواد دنبال یه چیز مشخص بگرده اینورو اونورو نیگاه کردم نبود کجا

 گمش کردم کجای رویا جا گذاشتمش هیچ یادم نمیاد شاید به امانت به کسی داده باشم شایدم تو بازی

که اصلا یادم نمیاد چی بود باختم شایدم فروختمش ولی من که چیزی همرام نیست؟؟ نکنه ازم

دزدیدنش ؟؟؟کی  تو خواب خوابم برد ؟؟ کی حواسم پرت شد ؟؟؟؟ حالا باید چیکار کنم ؟؟ بازم بخوابم که

شاید پیداش کنم ؟؟ یا یه عمر بی دل باشم ؟؟ بی دل ؟؟؟ یعنی من دلمو چیکارش کردم خوابم چی بود ؟؟

رویای کدوم قصر و شاهزاده ای منو بی دل کرد ؟؟ چرا هنوز هیچی نشده صدای زار زدنشو میشنوم ؟؟

یعنی داره اذیت میشه ؟؟ خدایا کمک کن پیداش کنم قول میدم دیگه هیچ وقت تنهاش نزارم قول میدم

مراقبش باشم قول میدم

 

تفاوت هاي خون و اشك........... تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

 

1.خون قرمزه رنگه عشقه ، اشک بيرنگه درد عشقه .

 

 2.خون وقتي مياد بيرون ميسوزه اما اشک اول ميسوزه بعد بيرون مياد.

 

3.خون مال زخم جسمه ولي اشک مال زخم روحه.

 

4.جاي زخم خون خوب ميشه ولي مال اشک خوب نميشه.

 

5.خون هميشه مال درد و غمه ولي اشک بعضي وقتا مال خوشحاليه.

 

6.جلوي خون و ميشه گرفت ولي اشک رو نه!

 

7.از جاري شدن خون، کسي خجالت نميکشه اما بعضي ها از اينکه اشک

 

 بريزن خجالت ميکشن.

 

سالهاست در حسرت نگاه تو خط نگاهم ترک خورده و بغض دیرینه ام گم شده من

به دنبال چه هستم من در تمام این سالها به دنبال چه بودم تو یک سرابی و دلم دوست

ندارد این را باور کند دلم دوست ندارد انتظارش را بیهوده ببیند و تو ای شاه شطرنج

زندگیم کی مرا کیشم می کنی تا به ابد مات وجودت شوم.

 

ديگه خسته شدم.......

 

 

دیگه از خستگیام خسته شدم 


دیگه از نگاه عاشقانه بسته شدم


میزنم تیغ به بند بستگی


مگه آزاد بشم ز خستگی

 

بسه تنهایی دیگه توی قفس این نگاه رنگی مداد


بسه این قفس بدون هم نفس

 

دیگه بسه تشنگی بدون آب


خوردن فریب و نیرنگ سراب

 

 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

 

 

تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.netمیخوام قصه ی فرهاد و یه جور تازه بنویسم

میخوام لیلا بشم اما نه با این چشمای خیسم

تو،اون شمعی که تو ش میشه سوسوی اونو دیدتصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

تو،اون شوقی که با عشقت میشه حتی به غم خندید

تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.netمیشه با گرمی دستات خزون سرد رو پرپر کرد

میشه تو ذهن تنهایی همه شعراتو از بر کرد

منم اونی که بختش رو توی تقدیر تو دیده تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

همه گلهای عالم رو واسه نذر چشمات چیده

تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.netمیخوام قصه ی فرهادو یه جور تازه بنویسم

میخوام لیلا بشم اما نه با اين چشماي خيسمتصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net


تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.netتصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

*****************************


فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم شهریور 1389ساعت 8:49 توسط .•´¸.•*(پريا ).•´¸.•*| |


آخرين مطالب
» دوستت دارم
»
» گرمای عشق
» کاش میشد سرنوشت رو از سر نوشت!
» حرفایی از سکوت دل
» SORRY
» دلتنگی
» من هنوزم خيلي تنهام
» مدعي بود
» كبوتر شد و رفت